تبليغاتX
یه پاکوتی
سلام و سد سلام و شونصد سلام به ملت نسبتا شریف ایران که شب و روز  در حال فعالیت حستنچطورین یا نه؟ منم نسبتا میزونم(به کوری چشم حسودا)  امیدوارم حال همتون خوب باشهدروغ گفتم امیدوارم حالت خوب نباشه نتونی پول دواهاتو در بیاریامیدوارم به بدبخطی بیفتی امیدوارم سنگ قبرتو  خودم انتخاب کنم*(۱)امیدوارم امسال همه بیفتین تا روحم شاد بشه فکر نکین من فقط تو روزای تعطیل و وقتای بیکاریم به یادتونم حتی الانم که توی دستشویی ام به یاد حمتون هستم

بعد از یه  ۶ ۷ ۸ ۹ ماه دوری از میادین در حال خوندن شعر دارم میام به سوی تو  اومدم توی این چند ماهه مجله ها کلی شایعه سازی کردن که همه رو از دم چه راست چه دروغ تکذیب میکنمالبته من توی افغان نیوز اعلام کرده بودم که قراره یه روزی بیام(افغان نیوز:پاکوتی به هواداران :باز خواهم گشت) جون تو نباشه به جون ناذممون نمیخواستم بیام ولی مگه میشه(جواب:نه نمیشه) تا چشممو رو هم میزارم هی این بلاگفای پدر سگ رو میبینم که بهم زبون درازی میکنه این مرتیکه بی عفط هر شب میاد تو خوابم شعرای عاشقانه میخونه هی میگه:

بیل و کلنگ و  تیشه  بی پاکوتی نمیشه(آه جانا چه شعر عاشقانه ای)

منم توهمون عالم قندو نبات خواب میگم:بیل و کلنگ تو سرت پاکوتی نمیشه خرتخلاسش این که کلی اسرار کرد اسلا نمیدونی که هر روز دم در خونمون کلی ادم اومده بود واسه پادرمیونی البته بابام میگفت اینا طلبکارای مننولی خوب دیگه بخاتره پافشاری و دست فشاری های بلاگفا خان به خودم گفتم هوی پاکوتی  ...؟؟؟!!!!گفتم :پاکوتی چیزه میگم که چیزه (مثه این که هیچ حرفی واسه گفتن نداشتم)نمیدونم چی شد ولی خوب دیگه قرار شد بیام دیگه ( چیه دادش مثه این که مشکل داری)ولی چون ترافیک و راه بندون بود یه ۶ ۷ ۸ ۹ ماهی طول کشید.البته تو راه یکی از عزیزان طرهه مبارزه با نوامیس*(۲)من وپسر خالم میتا رو گرفتن گفتم جناب سروان قربون اون چشای ریز و سیبیل سگی و دندونای کرم زدت بره ول کن مارو مگه ما چه غلطی کردیم حالا درسته یه نمه چشم این پسر خالم چمبره زده رو دخترای مردم اما جون تو قسدش ازدواجهجناب سروان که تا حالا به اندازه ی وز وز مگس هم به حرفای من گوش نمیداد یهو برگشت گفت :ااااا پس چشم چرونی هم میکنینمیتا در حالی که کلش رو میخاروند گفت: یعنی میخوای بگی مارو به خاتره یه چیز دیگه گرفتینجناب سروانه :اونا رو ولش کن گفتی گدومتون زن میخواستین .من با خوسحالی:این این میخواست به سن و سالش نیگا نکن به یه چیز دیگش نیگا کن*(۳)واقعا هم مرد زندگیه بعدشم زدم زیر خندهمیتا:اوه اوه اوه قلت کردم چیز خوردم اسلا جناب من مایکروفر (اوجاق)م کورهجناب سروانه:چی اسمت رو رو دختر من گذاشتی حالا میخوای ول کنی بری سرباز اینارو ببر باز داشت خلاسه هر چقد با این میتا حرف زدم که کره خر این شترییه که در خونه ی هر الاغی چمبره میزنه اما از بس که خر بود گوش نکرد که نکرد هم ما قدم رنجه کردیم رفتیم بازداشتگاه هم خود خرش موقعیت رو از دست داد(این داستان یک داستان کاملا خیالی بوده و همه ی تشابه اسمی و این صوبتاش الکی بوده و به ما هیچ ربطی نداره) همه ی اینایی که گفتم برای این بود که بگم اگه دیر اومدم دستم بند بود .حالا هم بی ذهمت با اون دستای میکروبیتون لطف کنین(البته وظیفته)دو تا نظر بدین یشنهاد و تمجید میپذیریم ولی انتقاد به هیچ وجه نمیپذیریم(هم اکنون نیازمند یاری سبز سرزمین سبز سر سبزمان هستیم)

پاورقی:

۱-پاکوتی متخصص در امور قبر کردن مرده وزنده

۲-جمع نسناس

۳-حواست کجاست بیشعور منظورم مرامشه

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 1:27 AM | لینک فیکس |
به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به به رفقای گه خودم سلامن علیکم خوبین خوشین از ننه بابا چه خبر این روزا چقد پر حادثه هست وختی ادم با ننه باباش میره بیرون مثلا همین دیروز تو اتوبان همینجوری داشتیم سراط مستقیم خودمونو میرفتیم که یه بارکی یه چیزی مثه گوشت کوب محم کوفت تو ماشینمن پیاده شدم گفتم آی نفس کش دو تا پشتک زدم یه افتاب بالانس یه مهتاب بالانس بعد از انجام همه ی مراحل پریدم رو کاپوت طرف گفتم هوی مرتیکه پیاده میشی یا پیادت کنم مرتیکه گفت برو بچه جون برو که دارم میام پایین منم گفتم ا پس خواهش میکنم بفرمایید درو واز کنم براتوناقای مرتیکه گفت بزرگ تر از تو نبود منم که شاکی شده بودمگفتم به من گفتی نینی کوچولو چی چی نمیشنوم به من گفتی فسقلیمثه اینکه ملتفط نشدی داری با کی کل میندازی طرف در ماشینو واز کرد اومد پیاده شد یا ابولفضل از پایین که شروع کردم نیگا کردن حدود ۹بود البته دقیقش ساعت ۵/۱۰شب بود که رسیدم به اخرش(کلش)طرف بابا لنگ درازو گذاشته بود جیب عقبش قدش نه تنها زیاد بلکه خیلم بسیار زیاد دراز بودهیکل داشت به قاعده ی خیار قلمیمن دیدم واقعا زشته تو کار بزرگترا دخالت کنمگفتم بهتره دیگران خودشون مشکلو حلش کننیا اصلا فدای سر طرف بابا چیزی نیستش که نهایتا اون نصفه ی ماشینو که له شده جدا میکنیم خیلیم قشنگه تازه بهمون میگن نوع آوران داشتم میرفتم مامانمو برای ادمه ی صوبتا بیارم که اقای خیار گفت بچه کجا کرکری میخوندی پس چی شدخواستم برگردم جوابشو بدم که دیگه ملاحظه ی قدبلندشو کردمراه افتادم دوباره اقای لنگ دراز گفت ترسیدی بچه ژیگولبا خودم گفتم عیب نداره طرف تنش گرمه حالیش نیستبذار سگ محلش کنم دوباره اقاهه گفت کجا مگه میذارم دربری این دفعه دیگه قاطی کردم اخه یه بار جستی ملخک دو بار جستس ملخک بار سوم بودی حالابرگشتم گفتم چی میگی تو سیرابی با اون ماشین قرمز پر کلاغیت مثه گاری میمونهخیار شور گفت خفه شو منم گفتم سرت تو کون حافظمامانم اومد بیرون خواست یه چیزی بگه تا زرافه خان رو دید اشک تو چشاش جمع شدگفتم چی شد نه نه گفت ۲۰ سال پیش منم یه بچه زاییدم کپ  همین ولی یکی اونو ازم کش رفتاقای خیار شور گفت ا منم دنبال نه نه بابای واقعیم میگشتم تو رو خدا این روزگارو میبینی راست میگن که کو به کوه نمیرسه ولی جدیدا محققای جاپنی دارن کاری میکنن که به هم برسن منم عینکمو زدم به چشم گفتم بله بله کوهها حرکت میکنن یکی دیگه از اونور اتوبان گفت تازه ارتفاشونم زیاد میشه خلاصه همه ماشینارو پارک کردن شروع کردن به بحث کردن تازه داشتیم به قانون پنجم نیئتن میرسیدیم که ننم گفت راجو و اقای خیارشور رو بغل کرد مامانم گفت تو این ۲۰ سال که نبودی من ۲۰ سال پیر شدم بعد تا شعاع ۳۰متری هرکی اونورا بود بغل دستیشو بغل کرد که یهنی آرهنمیدونی عجب صحنه ای بود(ای بی تربیت منظورم عشق مادرییه منحرف)منم برای اینکه بد اموزی نداشته باشه یه چشممو گرفتم که غیر همجنسارو نبینم و با اون یکی چشمم فقط هم جنسارو دیدم فقط اونا چیه بد نیگا میکنیاز گفتن بقیه ی ماجرا به علت قری و مختلط بودن معذوریمفقط همینو بگم که قراره من و داداش راجو زرافه ی قد طلا بریم کله ی ماشینو بکنیم که داداش راجو تو ماشین جا شه اخه داریم میریم مسافرت من از اینکه یه داداش مثه راجو جون دارم خیلی خوشحالمباور کنین راس میگم وچون همه ی شما رو دوست دارم دعا میکنم یکی از همین خیار شورا نصیب شما هم بشه

خدافظ سر همگی تو ................

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 2:47 AM | لینک فیکس |
 دوستان سلام

قرار بود توی این پست در مورد پسرا بنویسم اما چون یه سرس شاکی شدن قرار شد این پست رو هم در مورد دخترا بنویسیم پست بعد در مورد پسرا باشه

يه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمي دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره مي خواد درس بخونه 


 دختر 22 ساله : او يک شاهزاده با يک قصر مي خواد ادعا مي کنه که خيلي واقع بينه ولي ؟؟؟؟؟مرد ايده آل او بايد پول دار خوش قيافه مشهور هميشه در حسابش پول به اندازه کافي باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.


 دختر 32 ساله: کم کم داره بوي ترشي مي ياد ديگه فقط يه مرد خوب مي خواد لازم نيست ورزشکار و خوش تيپ و.. باشه يه کار خوب با حقوق مکفي خونه ماشين و حساب بانکي داشته باشه و غذاهايي که دختر درست مي کنه رو تحمل کنه کافيه


 دختر 42 ساله :تنها يه مرد مي خواد (بيچاره ترشيد )يه مرد معمولي که ستاره سينما نباشه ورزشکار نباشه اگه يه شکم گنده هم داشت عيب نداره کچل هم بود عيبي نداره فقط يه شوهر باشه


 دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چي بود باشه دختر بايد خيلي شانس بياره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به ياد داشته باشه دندون مصنوعي هاش رو يادش باشه کجا گذاشته 


 دختر 72 ساله: تعجب نکنيد بعضي دخترا تا اين سن هم عمر مي کنن ولي مطمئن نيستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه

این عکس ها رو از سایت اریان فر یو کش رفتم خیلی جدید وقشنگه کف کنید


در حال بارگذاري تصوير ... 

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

در حال بارگذاري تصوير ...

            در حال بارگذاري تصوير ...

          در حال بارگذاري تصوير ...

 جهت اطلاع کسانی که نفهمیدن باید بگم باید بگم بلاگ مبتا رو من اپوندم چون خودش مسافرته پسوردشو به من داده وبه دست و پام افتاده که بلاگشو اپ کنم اگه رفتین نظرم بدین توی پیوندهام هست

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 10:30 AM | لینک فیکس |
 دوستان سلام:

واقعا شرمنده ام که نتونستم اپ کنم هم کامپیوترم خراب بود هم یه سری مشکل پیش اومده بوداز اونایی هم که میگن ما بی مرامیم واقعا عضر می خوام ایشالا بعدن جبران میکنم تو این مدت که نبودم خیلی اتفاقا افتاد وباعث شد خیلی عوض بشم میدونبن چیه تا حالا اوناییرو که میگفتن با یه نیگا عاشق شدم مسخره میکردم میگفتم طرف یا خودش اسگله یا داره مارواسگل میکنه ولی یه اتفاقی افتاد که باورم شد .........

شاید اولین کسی نبود که میشناختمش ولی حالا اولین کسی بود اینجوری دوسش داشتم نمیدونم اسمش دوس داشتنه یا عشق ولی هر چی که هس انگاریه حس از بین نرفتنیه یه حسیه که از  از اول باهام بوده  یه حس که فقط نسبت به اون دارم یه حس که فکر نمیکنم هیچوخت درس درکش کنم و من از این موضوع خیلی ناراحتم وبیشتر از چیزی که بین ماست ناراحتم چیزی که واقعیت نداره وبا تمام غیر واقعی بودنش تونسته بین ما یه دیوار بسازه یه دیوار نامرئی دیواری که هر وخت خواستم اشکای اونو پاک کنم نذاشت دیواری که هر وخت خواستم دستای اونو بگیرم نذاشت دیواری که فقط پشت اون کسی رو که دوست داشتم میدیدم دیواری که اگه از بین میبردمش اونم برای همیشه از پیشم میرفت تقریبا میشه گفت داشتم دیوونه میشدم  اما تصمیممو گرفتم تصمیم گرفتم دیوارو خراب کنم با این امید که یه بارم که شده کسی رو که دوس دارم از پشت دیوار نبینم فقط یه بار دستاشو بگیرم یا اشکاشو پاک کنم برای همین تصمیم گرفتم با دستای خودم اون دیوارو خراب کنم دستمو بالا بردم محکم کوبیدم توی دیوار یهو مامان زد تو سرم گفت بچه چرا ایینه رو شکستیفکر نکنم کسی باورش شده باشه این گه خوریا به من نیومده منو چه به این لاو بازیا به نظر من عشق یه چیزی تو مایه های کشک و دوغهولی واقعا شرمنده ی اوناییم که میگن بی مراممو برای جبران در راستای تحقق یافتن ارزوهای بعضیا راه حل هایی پیشنهاد میکنم توی این پست برای خانوما و در پست بعدی برای اقایون

                        پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان

۱-رو شکل وشمایل ظاهری پسرا زیاد حساسیت به خرج ندید پسرای خوشگل هستن دچار مشگل.....

۲-توی اجتماع بر بخورید با مردم قاطی شید با ننه صغرا وبیبی کبرینشست و برخواست کنید

همینا هستن که شادومادو میسازن واستون

۳-یه کم به خودتون برسید منظورم ارایش کردن وزیر ابرو برداشتن وریمل و پودر و سایه ی شب و روزو ماسک خیار و فر مژه  و خط لب و خط چشم و غیره نیست . حد اقل قیافه ییه ادمو داشته باشید

۴-در پوشش دقت بسیار کنید.لباس تنگ و جذب فقط ادمای بوالهوس رو دورتون جمع میکنهپوشش سنگین واندکی رنگین با حفظ  معیارهای دوماد پسندانه بهترینه

۵-مهمون که میاد قایم نشید چای بیارید میوه بیارید خلاصه یه چشمه بیاین که یعنی ماهم هستیم

۶-سعی کنین از هر انگشتتون ۷تا هنر بباره که مامانه جلو در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه اونجوریه

۷-تا مامان باباهه میگن دخترمون وخت عروسیشه مثه لبوی نپخته سرخ نشید و در برید در حرکات و سکناتتون این نظریه رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید

۸-بلاخره اگه خدایی نکرده میخواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بیشوهر نباشید(تازه اگه همه ی پسرای این مملکت دوماد بشن که نمیشن)هرچی دارید رو کنید منظورم اعضا و جوارح نیست منظورم کمالات و هنرمندیاتتونه

۹-و اینو بگم هیچدوره ی زندگیتون به اندازه ی وختی که با نامزد محبوبتون زیر سایه ی درخت توی پارک خلوت دارید معاقشه میکنید لذت نخواهید برد حالا به بعدنش کارندارم

۱۰-..واخرین توصیه این که عوض این که توی جریانات عشقی خیابونی وزودگذرغرق بشین و مثل کبک سرتون زیر برف کنید وبه فکر زندگی ایندتون باشیدو اینقد از این دست به اون دست نرید

بقیشو برید توی وبلاگ میتا که توی پیوند هام هست بخونید نظرم بدید چون من اپش کردم

دیگه وختمو نگیرید برید من میخوام به لاو بازیم برسم

        

 Read Photo Caption

Read Photo Caption

Read Photo Caption

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 7:8 AM | لینک فیکس |
دوستان نسبتا عزیز سلام

فوتبال پریشب رو دیدید اقا من و خواهرم داشتبم فوتبال نیگا می کردیم که همونجا خوابمون برد

من وسطای خوابم بودم که با یه صدایی از خواب پریدم خواستم دوباره کپه مرگمو بذارم ولی انگار یکی تو

 حیاط بودمن نزدیک بود از ترس ..............(گلاب به روتون)خواهرمو بیدار کردم گفتم شاید اون بتونه

یه گهی بخوره که اونم نتونست هیچ گهی بخوره تازه مثه من چیز کرد (از خجالت لپاش گل انداخت

خیلی شرمسار شده بود)حالا این در حالتی بود که ننه باباهه خونه نبودن یهو یه صدایی بهم گفت

پاکوتی نیستی عمو. کجاست اون شجاعتت که دل شیرو اب می کرد(چه غلطا)با خودم گفتم

 شاید منظورش پاستوریزس اما بعد گفتم پاستوریزش که دل نداره و بعد به خودم اومدم سینه رو سپر

 کردم گرز برداشتم که برم بابای دزدرو از تو کونش در بیارم که یهو یه صدایی از درونم (طرفای معده روده

بود)گفت:امل کجا میری تو .تا یه صدایی میشنوی مثه الاخ سرتو میندازی میری

دیدم راست میگه خواستم لباسای پهلوونی رو در بیارم که دوباره یه صدایی از درونم(طرفای کله و مثانه)

گفت :نه نه نه نه نه دروخ میگه

گفتم شاید این صدا کلیوی مثانویه راست تر میگه خلاصه معده رو بستم تا دیگه این صدای بد ذات در نیاد

 و به ندای مثانه گوش کردم و راه افتادم وسطای حیاط بودم که یکی بایه چیزی محکم کوفت تو شقیقم

جاتون خالی تمام لحظه های زندگیم از جلو چشمم رد شد یاد اون لحظه افتادم که اول دبستان بودم

داشتم میومدم خونه نتونستم دووم بیارم وسط کوچه شاشیدم یاد اون روزی افتادم که داشتیم با پسر

خالم خیار بازی میکردیم خیارو پرت کردم اشتباهی خورد تو گوش مامان بزرگم که اونم دست از مماغش

گرفت گفت ای مماغمو شیکوندید ای خدا لعنتتون کنه خلاصه همینجوری داشت سوتیام یادم میومد که

یه بار دیگه محکم کوفیدن تو کلم این سری شاکی شدم برگشتم یه چیزی به یارو بگم که از خواب پریدم

دیم پای خواهرمه که داره میخوره تو سرم اخه خیلی بد می خوابه همه ی ایناییم که دیده بودم خواب بود

شمارم کلی سر کار گذاشتم

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 12:47 PM | لینک فیکس |

دوستان نسبتا عزیز سلام

من به علت خستگی زیاد این چند روز نتونستم اپ کنم والان هم به همین علت و بی

 

حوصلگی چرتو پرتای خودمو نمی نویسم ولی چیزایی که از اینور اونور کش رفتم براتون

 

میذارم 

توضیحی در مورد شیر مردان ایرانی (کش رفته از وبلاگ انتی گرل)

 

 

علی دایی:

یک متخصص در زدن انواع اقسام گل به تیمهای درجه پیت مانند: تیم منتخب جوانان علی آباد کتول، آرژانتینِ دُرچه پیاز، آلمانِ سِده، زاقارتستان و دیگر تیمهای جهان و حومه.

در زدن انواع دریبل های عجیب غریب مهارت خاصی دارد. وی هنگامی که پا به توپ میشود یکی از پاهایش به آن یکی می گوید: تو یکی دیگه گوه خوری نکن. و اینجاست که با هم درگیر شده و گلاویز میشوند و علی دایی ناکام میماند. بسیاری از کارشناسان رابطه او با فوتبال را به رابطه اکبر هاشمی رفسنجانی با سیاست شبیه میدانند به طوری که هر دوی آنان ول کن قضیه نیستند.

علی دایی به مردم شریف ایران قول داه که تا در جام جهانی گل نزند از فوتبال خداحافظی نمی کند. مردم ایران دست به دعا شدند شاید فرجی شود معجزه ای رخ دهد و او در جام جهانی سال 2007 گل بزند.

 

ابراهیم میرزا پور:

دروازه بانی است که در خوردن انواع اقسام گل های چرت و پرت مهارت خاصی دارد. او شیرجه زدن در راستای افق را افت کلاس میداند. کمتر دیده شده که شیرجه افقی بزند و اکثر شیرجه های او در جا بوده و حالت n شکل دارد. وی یک سبک جدیدی را در مهار توپ اختراع کرده که مراحل آزمایشی آن را در جام جهانی به معرض نمایش گذاشت و کاملا موفق آمیز نبود. و آن مهار توپ با چشم میباشد که نیاز به تعلیم نزد مرتازان هندی دارد. این شیوه به گونه ای است، که طرف شوت میزند و شما با چشم توپ را نگاه می کند. اگر توپ به بیرون رفت شما توانسته اید آنرا مهار کنید اگر که گل شد باید روی چشمانتان کار کنید.

هنگامی که او ضربه دروازه را میزند برای اینکه توپ به بازیکن خودی برسد، باید همه در نیمه خودی زمین باشند تا توپ به آنا برسد.

 

حسین کعبی:

کوچولوی ریز نقش تیم ملی فوتفال ایران. این بازیکن عمل پرسینگ را به خوبی انجام میدهد. وقتی بازیکن حریف صاحب توپ هست حسین به طرف او می دود، بازیکن حریف از ترس اینکه او را له نکند یا اینکه با ضربه مومو تیو یوبچاگی او مواجه نشود توپ را به او تقدیم میکند. این بازیکن از 90 دقیقه بازی حودود 65 دقیقه را روی هوا سیر میکند و بقه را در حال سر خوردن روی زمین است.

نقش او و خطاهای او در تیم ملی خصوصا مقابل پرتقال مانند نقش بازیکن اسبق تیم ملی آقای استاد اسدی است با این تفاوت که استاد اسدی فقط تو کار قلم بود یعنی فقط قلم پارو داغون میکرد که ورﮊن جدیدش یعنی کعبی رو تمام نقاط بدن کار میکند.

 

یحیا گل محمدی:

وی مدافعی است خون یخ. همیشه یک ساعت قبل از شروع بازی او را گرم میکنند تا یخ خونش آب شود. بعضی وقتا خونسردی او هرس آدم را در میاره به طوری ملت که هرچی فحش بلدند نثارش میکنند.

در بازی ایران مکزیک مشاهده کردید که یکی از بازیکنای مکزیکی خودش را کشت تا توپ را صاحب شود ولی یحیا با کمال خونسردی با کمترین تحرک، با یک حرکت کوچک گردن توپ را به کرنر زد.

 

 

 

حالا که حالم خوب شد دو تا عکس از یه هنرمند واقعی وباحال براتون می ذارم شرط می بندم

 

هیشکودومتون  نمی شناسیدش

 

از وبلاگ اقای شمس کش رفتم(عکس اقای شمس نیست)

اگه گفتین این عموهه که من خیلی دوسش دارم کیه

 

تا نمردم خدافظ من میرم بخوابم(خر پف- خر پف- خرپف-خرپف -خرپف- خر پف -خر پف-خر پف-خر پف-

 

خر پف-خر پف-خر پف-خر پف..............................)

 

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 8:34 PM | لینک فیکس |
اقا سلامن علیکم

من اومدم با دست پر اومدم چون همه ی دوستان چمدوناشونو دادن دست من. اقا تا

پامو از در گذاشتم تو بگید چی دیدم .نه تورو خدا بگید چی دیم ...........راستشو

بخواید من چیز خواصی ندیدم گفتم حالا شاید شما دیده باشید که به من بگید  

منو باش فکر می کردم ننه باباهه کارناممو ببینن کپ می کنن برا همین بود به اتفاق

دوستان فرار کردیم قبرس و دوغوزاباد ولی بنده های خدا عادت کردن به این روز عزیزو

 پر حادثه که از روی اتفاق من یه بار هم توی خونه نبودم ومدام در حال رحلت به نقاط

 دور دست بودم(فقط از روی اتفاق)  در هر صورت من برای وبلاگ برنامه های جدیدی

دارم از جمله اینکه شعر بنویسم اخه میدونین چیه الان تو هر وبلاگی می ری سر

 درش دو تا چرت و پرت به اسم شعر نوشتن که چی مثلا ما اهل دلیم خوب منم

هستم حالا دل نشد کبد کبد نشد جیگر (نه اون جیگری که شما فکر می کنین واز

قضا خیلیم طرفدار داره)یکی از شعرام اینه :

میازار موری که دانه کش است                 که جان داردو جان شیرین خوش است

این یکی از شعرهای با مسمای من هست که در اون شاعر از فراغ غم دوری یار

میناله  ومدام تکرار می کنه که برگرد وهی میگه من مثه یه مورچه میمونم که از

دست تو جونش به لبش رسیده وگویا این معشوق وقتی می رفته دونه های عاشق

رو با خودش می بره وعاشق در نامه ای خطاب به عشقش می گه (نام معشوق

شیرین می باشد) شیرین عزیز وکره خرم ده اخه اگه برنمی گردی دونه هامو بده دو

ماهه منو از کارو زندگی انداختی .وهمین طور که میبینیم کلمه ی دوستت دارم هفت

 بار در این شعر تکرار شده

با تشکر از دوست عزیزم زنده یاد سعدی جان که منو یاری کرده

امیدوارم از این برنامه ی اشپزی لذت برده باشید تا برنامه های بعد خدافظ  

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 9:45 PM | لینک فیکس |
دوستان نسبتا عزیز سلام

از اونجا که من فردا عازم قبرس هستم وشاید تا چند روز بعد از روزی که کارنامه می

دن برنگردم گفتم یه برنامه ی خوب روزانه بهتون بدم که اگه شما همین برنامه رو اجرا

 کنین به امید خدا سال اینده با هم عازمیماین برنامه خیلی جامع هست و اگه به

این برنامه عمل کنبن حتی یه ثانیه از وقتتون هم تلف نمی شه

ابتدا ساعت رو  روی ۳۰/۳ کوک می کنیم و اونو بالای سر مامان جون عزیز میگذاریم

ما نمی خوایم که اون از کارای روزانش عقب بمونه اگه مامان جون عزیزمون

اینجوری بیدار نمی شه می تونبم ساعتو بالای سر خودمون بذاریم و وقتی ساعت

زنگ زد یه کیسه اب یخ که از قبل تهیه کردیم رو روی سر مامان جون عزیزمون  ریزیم

اینجوری با یه تیر دو تا نشون می زنیم و با جیغی که مامان جون به خاطر شکی

 که بهش وارد شده میکشه باباهم بیدار میشه ومامان که می دونه نیت ما خیره

چیزی به ما نمی گه وما باخیالی اسوده از اینکه مامان به همه ی کاراش می رسه

بدون عذاب وجدان می خوابیم وقتی ساعت ۱۲ از خواب بیدارشدیم قبل ازاینکه

صورتمون رو بشوریم می شینیم روی میز وپامونو روی میز دراز میکنیم و بعد به

خواهرمون که احیانا داره رمان می خونه خیلی محترمانه می گیم ضعیفه این ناهار

ما چی شد(ادب یکی از بند های مهم این برنامه هست) بعد از صرف ناهار و چند ارق

که نشانه ی هضم غذاست دراز می کشیم و می خوابیم تا ساعت ۵ بعد از ظهر و

بعد به اتفاق دوستان می ریم پارک و یه دست فوتبال می زنیم و به سرعت قبل از

شروع فوتبال به خونه برمی گردیم وتا ساعت ۱۲ که فوتبال تموم می شه تویزیون یا

ماهواره روسه دستی می چسبیم(بستگی داره از تلویزیون فوتبال ببینید یا ماهواره)

و بعد از صرف شام کامپیوتر رو روشن می کنیم و به امور رایانه ای رسیدگی می

کنیم تا زمانی که خوابمون بگیره وبا خیالی اسوده سر بر بالین می ذاریم وخودمون رو

 برای برنامه ی جامع وکامل فردا اماده می کنیم

امیدوارم وقتی از قبرس برمی گردم اثار موفقیت این برنامه رو ببینم

دیگه خدافظ تا بعد از سفر

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 2:27 PM | لینک فیکس |
دوستان عزیزم سلام:

قربون اون چشم و ابرو و مماغتون برم یه مدتیه احساس میکنم همتون خیلی

خوشگل شدیدبه جون مامانم اگه دروغ بگم  لابد خوشگل شدید که من دارم

تاییدتون می کنم وگر نه می دونید من که اهل دروغ و این صوبتا نیستم

می دونین چیه چندروز دیگه قراره مدرسه کارنامه بده من از اون جایی که خودمو

در شعن این روز بزرگ نمی دونم قرار بود برم دربند ولی دیدم بودجه ندارم از اون

جایی که دوستان خوب وزیبا مهربونی مثل شما دارم گفتم شاید یکیتون بتونه منو

تحت پوشش خودش قرار بده ومن به اون پناه بیارم البته من بیشتر به خاطر شما

میگم که از محضر من فیض ببرید وگرنه منو که می دونید همه ی نمره هام ۲۰ (جون

عمم)خوب شاید حالا ۲۰ نباشه مثلا بدون ۰ یا بدون  ۲ باشه ولی در هر صورت نفس

 کار مهمه در ضمن اگه منو پوشش بدیددعای خیر من که همیشه خوب وزود وارجینال

براورده میشه پشت سرتونه

خداییش خیلی نامردید اگه با این همه تعریف الکی که ازتون کردم منو پناه ندید و حالا

برای این که تو که عزیز دل زیبای خفته هستی روکمی خوشحال کنم چند تا عکس

 برات میذارم 

      Go to fullsize image      Go to fullsize image       Go to fullsize image

                     

خوب دیگه به اندازهی کافی خرتون کردم گوگوری مگوریا

براتون دعا می کنم یه برورویی پیدا کنید که دروغ هایی که گفتم واقعی بشه(البته دعا های من هیچ ضمانتی نداره)

 

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 11:58 PM | لینک فیکس |
سلام چطورید

اقا من بی خیال این نظرات شدم بابا اخه چقد ادمو شرمنده می کنید من نمی دونم

شاید بعد از هر دعوای خانوادگی میاین اینجا نظر میدین که اینجوری فحشو می

کشید به هیکلم

در هر صورت من پشیمونم بی خیال من شید این همه وبلاگ قشنگ قشنگ هست

که انتقاد پیشنهادم قبول میکن تازه شوکولاتم میدن هر وخت با مامان جون دعوات

شد برو اونجا باشه بوبویی؟اففففففرین به تو

از این پیچیدگا که بگذریم چند تا عکس هست که خیلی دوسشون دارم براتون

میذارم خواستین سیو کنین نخواستینم به جهنم تقصیر منه بهتون خوبی میکنم

 علی عزیز

علی عزیز

علی عزیز 

علی عزیز

به به به چه عکسای جلبی من حالم خوب شد اصلا دگر گون شدم اقا من میگم تو

عالم رفاقت فحش دادن چیزی نیستش که این قدیمیام راست میگن که ادم هر طوری

 باشه رفیقا و اشناهاشم همونطورین در هر صورت راحت باشین از خودمونین دیگه

ضمنا چند تا از این عکسارو از وبلاگ ماوی کش رفتم(ضمنااین عزیزمهارو من ننوشتم پای این عکس)

دوستان بی ادب خدافظ ما رفتیم

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 7:45 PM | لینک فیکس |
دوستان۱۰۰/.عزیزم سلام

بگذارید سخنم را با عشق اغاز کنم

دگر عاشق نخواهم شدکه معشوغان جفاکارند

روم کنجی زمی خانه که می نوشان وفادارند

فرزندان عزیزم از امروز مخ بنده تصمیم دارد حیطه ی کاری خود را گسترش دهدو در

راستای اهداف عشقولانه واسلامیمان قدمی در راستای بنیاد اهداف جمهوری

همیشه(نسبتا)اسلامیمان بنهدبه همین منظور همه با هم یک صدا و رسا فریاد بلند

مرگ بر ضد ولایت فقیر را سر میدهیم و چک نسبتا محکمی را در گوش چپ جناب

 اقای موش (بوش)میزنیم(گوش راست ایشان مقادیری درد می کند و احکام و جهاد

های وحشیانه ی ما فر پلی می باشد)خوب دیگر عزیزانم اندکی از این مباحث خسته

شدم دیگراین  سخنان فراخ را به پایان می رسانم

اخی خسته شدم چقد ادم شده بودمدست ننم درد نکنه با این تربیت فرزندش

کلی کتاب خونده ها(چقدم عینک دودی بهش میاد)از این حر فا که بگذریمخدا بخواد

اهنگ های جام جهانی رو که شنیدی بنظرت کدومشون بهترن من که میگم اریان از

همشون بهتر خونده

دیگه بروید به امید ان لحظه ی پر عشق که شما یک نظر درست و حسابی بدهید

 

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 9:59 PM | لینک فیکس |
دوستان نسبتا عزیزسلام

دیدید چی شد تورو خدا ابرومون پیش این خارجیا رفتگند زدیم با این بازیمون

اما ایرادی نداره بچه هارفتن خارجه یه رنگو رویی عوض کردن برگشتن(این شکلی

شدن) ما رو باش گفتیم اینا دارن میرن جام از کون استکبار در بیارن و ضربه ی

محکمی به ما تحت استکباربزنن وجام رو که احیانن کمی ریقی شده با افتخار  بالای

 سر بگیرن(چقدم که جام ریقی بهشون میاد)ولی در هر صورت جام ریقیم به ما

نیومده

 تا شمادو تا نظر بدین من میرم یه فکری به حال این ننگ بزرگ می کنم

خوب دیگه خداحافظ سر همگی تو استکبار دون حافظ

   

 

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 8:1 PM | لینک فیکس |
با عرض سلام خدمت حضار دوستان نسبتا عزیزبی کاران بی عاران بی ننگان

 و.....و...امیدوارم حالتون خوب باشه ولی امیدوار ترم حالتون افتضاح باشه الهی

داغ همتونبه دلم بمونه بد بختا جونتون در میاد یه نظر بدیدخجالت نمی

 کشیدحتما باید بهتون بگن تا تا انگشتاتونو یه نمور تکون بدیدچهار کلمه چرتو پرت

بنویسیناقتون کردم فقط مواظب باشید زیر ۱۴چرخ نریددر هر صورت مواظب خودتون نباشید

از این مسایل بگذریم(شاید بخشیدمتون)دیروز فوتبالو دیدید(انگلیس)بازی رو چجوری

انالیز کردید

من به عشق کشورمون ایرانو تیم ملیش دعا می کنمبه حق ۱۴ تن ال عبا انگلیس

قهرمان شه

خوب دیگه برید         خدا سعدی(از بس شعر خوندم حافظ سعدی رو قاطی کردم

 

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 1:30 PM | لینک فیکس |
دوستان نسبتاعزیزسلام

خوبین مامان خوبه بابا عمو دایی فک فامیل اونا چی تورو خدا منو از حالشون بی خبر

نذارین

اسم مستعار و بی معنی بنده پاکوتیههدف بنده از این بی کار بازیا نه جلب مشری

بوده نه چیز دیگه فقط و فقط چشم و هم چشمی به خدا اگه من یذره از این چیزا سر در بیارمدر ضمن من اصلا مثه اون ادمایی نیستم که می ری تو بلاگشون به پات می افتن که نظر بده ولی ..... ولی ....تو رو خدا نظر بده

دیگه بیشتر از این پر رو میشم

شادو موفق باشید خواستیدمنباشید(به ما چه)

ترشهات مخ پاکوتی پاکوتی در ساعت 11:10 AM | لینک فیکس |
domain parking guide